پ

حبل الله کیست ؟

چکیده : از مباحث بسیار مهم و ریشه ای که تأثیرکلیدی و اساسی در فرهنگ شیعه امامیه دارد، معرفت به جایگاه اهل بیت عصمت و طهارت به عنوان رکن اساسی در شناسایی حقیقت دین است. در حقیقت فهم دین با تمام شاخه ها و زیر مجموعه هایی که داراست در گرو تمسک به قرآن و […]

چکیده :
از مباحث بسیار مهم و ریشه ای که تأثیرکلیدی و اساسی در فرهنگ شیعه امامیه دارد، معرفت به جایگاه اهل بیت عصمت و طهارت به عنوان رکن اساسی در شناسایی حقیقت دین است. در حقیقت فهم دین با تمام شاخه ها و زیر مجموعه هایی که داراست در گرو تمسک به قرآن و اهل بیت می باشد که سعادت ابدی و همچنین عدم تفرقه میان مسلمانان، از نتایج و پیامدهای آن است. آنچه نگارنده در این نوشتار دنبال می کند شناخت جایگاه امامت اهل بیت با رویکرد آیه شریفه اعتصام است که در جامعه علمی کمتر مورد بحث قرار گرفته است. بررسی این آیه با تکیه بر معناشناسی واژه حبل الله، محور این نوشتار بوده است؛ لکن برای فهمیدن این واژه و تحقق کامل آن به عنوان رکن کلیدی در آیه ناگزیریم که واژگان دیگر آیه را نیز بررسی کنیم.
نگارنده، پس از بررسی واژه حبل الله از نگاه قرآن و روایات، به معناشناسی کلمات اعتصام و تفرق پرداخته، و نقش اهل بیت را به عنوان قیّم بودن نسبت به قرآن تبیین نموده است. سپس در بخش نهایی، اقوال عامّه را تحت عنوان شبهات آیۀ شریفه بررسی می کند.
کلیدواژه ها: حبل الله، تمسک به قرآن، اعتصام به اهل بیت، تفرقه امت، تبیین و حجیت قرآن.

مقدمه :
مهم ترین وظیفه هر انسان این است که در دنیا حق و باطل را بشناسد و تا آخرین لحظه عمر از حق جدا نشود و از باطل تبرّی و بیزاری بجوید.(۱) در این زمینه آنچه مهم است شناخت و در رتبه بعد تحصیل شاخصه های حق و باطل می باشد و از آنجا که تحقق این هدف بسیارمهم در گرو اتخاذ سخنان خداوند تبارک و تعالی و پیامبر اکرم می باشد(۲) لذا بایستی با رجوع به معیارهایی که خدا و رسول در این زمینه قرار داده اند، حق را شناخت و خود را از هلاکت نجات داد.
آنچه در این گفتار آمده پیرامون آیه شریفه { وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً وَ لاَ تَفَرَّقُوا }(۳) است که بیانگر اصلی اساسی است که خداوند در قرآن کریم آن را به عنوان حبل الهی خود مطرح نموده و با دستور دادن به مسلمانان، تنها این راه را موجب عدم تشتت و اختلاف بیان کرده است؛ لذا با توجه به تأکید آیه شریفه مبنی بر چنگ زدن همه جانبه به حبل الله از ناحیه همه مسلمین، بررسی این آیه در نگاه فریقین (امامیه و عامه) امری ضروری است که نویسنده در این مقاله، با توجه به اینکه پیشینه ای در این زمینه نیافته است، هر دو دیدگاه را با تکیه بر مصداق شناسی حبل الله، تبیین و تحلیل نموده و پس از ذکر اقوال و استدلال آنها، قول صحیح را بیان می دارد.

۱ـ معناشناسی حبل الله :
نخستین بخش این نوشتار، که مدعا را با تکیه برآن محقق می نماید و مهم ترین نقش را در تبیین مدعا ایفا می کند معناشناسی واژه حبل الله می باشد. در این بخش، حبل الله را به لحاظ لغوی و اصطلاحی بررسی و سپس نتیجه گیری می نماییم.
۱ـ۱ واژه شناسی حبل :
حَبْل در کتب لغت، به معنای رِباط و رَسَن آمده؛ یعنی ریسمانی طولانی و محکم که باآن شیئی را می بندند.(۴) ابن فارس می گوید: ح، ب، ل ریشه و اصلی است که بر امتداد شیئ دلالت می کند.(۵) راغب اصفهانی می گوید: حبل به همان معنای ریسمان است که معروف است لکن استعاره آورده شده برای وصل و اتصال و ارتباط برقرار کردن با هر چیزی.(۶)
خداوند متعال در این آیه شریفه تمسک به چیزی که انسان را از وقوع در مهلکه ها در امان می دارد ، به طناب تمثیل نموده؛ و علت این تشبیه این است که حفظ کردن و در امان بودن از گزند عقوبات دنیوی و اخروی در گروِ تمسّک به ریسمان خداوند است؛ لذا علّت تشبیه به ریسمان این است که انسان در شرایط عادی و بدون داشتن راهنما در قعر چاه تاریکی و ظلمت و جهل و نادانی باقی می ماند. برای نجات از این دره هولناک و چاه ظلمانی نیاز به ریسمان محکمی دارد که همان ریسمان الهی است.(۷)
در حقیقت انسان برای رسیدن به خداوند متعال می بایست از واسطه ای مورد اطمینان استفاده کند که ریسمان به آن امر تشبیه شده است.
۲ـ۱ـ اصطلا ح شناسی حبل الله :
اگرچه حبل در معنای گسترده خود، ریسمان و وسیله بستن می باشد؛ اما با توجه به اینکه در آیه شریفه مضاف به «الله» بوده و نقش ترکیب اضافی را در آیۀ شریفه داراست، ریسمانی را معرفی می کند که متعلق به الله باشد و حلقه وصل بین خدا و بنده را ایجاد نماید.
در حقیقت این مرکب اضافی مشیر به یک مصداق خارجی است که آیات و روایات شریفه پرده از آن برمی دارند.
آنچه از منابع معرفتی امامیه در معرفی حبل الله به دست می آید این است که برخی از مفسرین و علمای شیعه مراد از حبل الله را دین اسلامی که ملاکش ولایت است دانسته اند.(۸)
برخی دیگر توحید و ولایت(۹)، برخی صراحتاً مصداق حبل الله را اهل بیت(۱۰) و برخی دیگر قرآن (۱۱) و گروهی دیگر قرآن و اهل بیت را باهم، حبل الهی دانسته اند.(۱۲)
ازآنجا که بازگشت تمامی این اقوال در امامیه، به دو قول یعنی قرآن و اهل بیت می باشد، ما نیز این دو قول را بررسی نموده و در پایان نتیجه جمع بندی را بیان می کنیم.
۳ـ۱ـ حبل الله قرآن است :
در برخی روایات وارد شده که حبل الله قرآن است، و به عنوان ریسمانی است که حلقه اتصال بین خداوند و مردم می باشد.
پیامبراکرم فرمود: «اِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ‏ حَبْلُ‏ اللهِ و هُوَ النُّورُ الْبَیِّن».(۱۳)
امیرالمؤمنین در توصیف قرآن می فرماید: «فَإِنَّهُ حَبْلُ اللهِ الْمَتِینُ و سَبَبُهُ الْأَمِین»‏.(۱۴)
امام سجاد علیه السلام می فرماید: امام و حجت خد ابایستی معصوم باشد.

از ایشان سؤال شد: معنای عصمت چیست ؟

حضرت فرمودند: «هو المعتصم بحبل الله و حبل الله هو القرآن»؛(۱۵) «معصوم کسی که معتصم به حبل الله که قرآن است، می باشد».
همچنین در روایات ذیل آیۀ شریفه {ضُرِبَتْ عَلَیْهِمُ الذِّلَّةُ أَیْنَ ما ثُقِفُوا إِلاَّ بِحَبْلٍ مِنَ اللهِ و حَبْلٍ مِنَ النَّاس}‏(۱۶) پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و سلم فرمودند: «حبل من الله، قرآن است».(۱۷)
۴ـ۱ـ حبل الله اهل بیت است :
در این قسمت به ادله و قرائنی اشاره می کنیم که اهل بیت را مصداق حبل الله معرفی می کند:
برخی از روایات حبل الله را خصوص امیرالمؤمنین علیه السلام دانسته و برخی دیگر همۀ اهل بیت علیهم السلام را مصداق آن معرفی کرده است:
۱ـ ۴ـ۱ـ روایاتی که شخص امیرالمؤمنین رابالخصوص مصداق حبل الله معرفی می‌کند:
ـ عده ای از اهل یمن بر پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله و سلم وارد شدند که پیامبر در شأن آنها فرمودند: «این گروه رقیق القلب و راسخ الایمان هستند». آنان سؤال کردند که: یا رسول الله، وصی تو چه کسی است؟ حضرت فرمود: «همان است که خدا امر کرده به اعتصام به او در آیه { وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً }». گفتند: او چه کسی است؟ پیامبر فرمود: همان است که در آیۀ شریفه { إِلاَّ بِحَبْلٍ مِنَ اللهِ و حَبْلٍ مِنَ النَّاس} که مراد از حبل من الله قرآن و مراد از حبل من الناس وصی من است».
گفتند او چه کسی است؟ همین طور پیامبر آیاتی را در شأن او می فرمودند تا اینکه آنها گفتند: ما خیلی مشتاق دیدن او هستیم، او را به ما نشان بده. حضرت فرمودند: «خودتان بین این مردم بگردید، دلتان به هر که میل و روی آورد همان حبل الله است». آنها امیرالمؤمنین را آوردند و به پیامبر گفتند: دلمان به این فرد گرایش پیدا کرد.

حضرت فرمودند: «انتم نخبة الله».

سپس فرمودند: چطور او را شناختید ؟

آنها در حالی که گریه می کردند گفتند: بین مردم گشتیم تا اینکه دلمان آنقدر مجذوب این فرد شد به گونه ـ ای که فکر کردیم او پدر ما و ما فرزندان اوییم.
پیامبر بشارت داد که این گروه در جنگ صفین و جمل شرکت می کنند و به شهادت می رسند چنانکه این وعده محقق شد.(۱۸)
ـ عبدالله بن عباس می گوید: ما نزد پیامبر نشسته بودیم که یکی از اعراب وارد شد و گفت: از شما شنیدم که فرموده اید (اعتصموا بحبل الله) منظور شما از حبل الله چه کسی است در این هنگام پیامبر دستشان را به دست امیرالمؤمنین زدند و فرمودند: «تمسّکوا بهذا فهذا هو الحبل المتین» به این مرد تمسک کنید که او حبل و ریسمان محکم است.(۱۹)
۲ـ ۴ـ۱ـ روایاتی که مصداق حبل الله را عموم اهل بیت علیهم السلام می‌داند:
مرحوم علامه مجلسی در بحارالأنوار بابی تحت عنوان «انهم علیهم السلام حبل الله المتین» آورده و روایات فراوانی را ذکر کرده، مبنی بر اینکه مراد از حبل الله ائمه اطهار علیهم السلام هستندکه خود دلالت برتواتر این گروه از روایات می کند.(۲۰)به برخی از این روایات اشاره می کنیم:
ـ امام باقر علیه السلام می فرماید: «آل محمد هم حبل الله الذی اُمرنا بالاعتصام به»؛(۲۱) منظور از حبل الله که خدا امر کرده به چنگ زدن به آن آل محمد هستند.
ـ امام صادق علیه السلام می فرماید: «نحن الحبل».(۲۲)
ـ در روایتی از امام باقر علیه السلام ذیل آیۀ اعتصام تصریح شده که باید بر ولایت اهل بیت علیهم السلام اجتماع کرد و از آن جدا و متفرق نشد. امام باقر علیه السلام فرمود:
«خداوند متعال می دانست که امت پیامبر بعد از رحلت پیامبرشان، گروه گروه می شوند؛ لذا نهی کرد آنها را که مبادا جدا و متفرق شوید. و امر کرد که: همگی باید بر ولایت آل محمد جمع شوید و متفرق نشوید.»(۲۳)
۵ ـ۱ـ حدیث ثقلین :
یکی از قرائنی که از مصادیق حبل الله پرده برمی دارد و به کمک آن می توان مصداق این واژه را مشخص کرد روایات حدیث ثقلین می باشد که به صورت متواتر در میان شیعه و عامه نقل شده است.(۲۴)
با دقت در حدیث ثقلین مخصوصاً با توجه به اینکه در برخی از عبارات آن لفظ اعتصام نیز وجود دارد و همچنین با توجه به اینکه حدیث ثقلین را برخی از علمای امامیه و عامه در ذیل این آیه ذکرکرده اند (۲۵) به این نکته دست می یابیم که حدیث ثقلین، آیه اعتصام را هم پوشانی و تفسیر می کند.
در این روایت پیامبرصلی الله علیه وآله و سلم می فرماید: «فإنی قد ترکت فیکم ما ان اعتصمتم به لن تضلّوا، کتاب الله و عترتی».
تمسک و اعتصام به کتاب الله و عترت پیامبرصلی الله علیه وآله و سلم، همان دو امری است که پیامبرصلی الله علیه وآله و سلم باقی گذاشتند و فرمودند: «تا زمانی که به هر دو تمسک بجوئید، هرگز گمراه نمی شوید». این معنا را در آیه اعتصمام نیز می توان به خوبی دید؛ زیرا خداوند دستور داده که هرگز از حبل الله جدا و متفرق نشوید.
حتی در برخی از عبارات از حدیث ثقلین تصریح شده که قرآن و عترت دو حبل و ریسمان می باشند. «کتاب الله حبل ممدود مابین السماء و الأرض و عترتی أهل بیتی و إنهما لن یفترقا».(۲۶)
نکته قابل توجه اینکه در برخی از روایات وارد شده که بین قرآن و امام رابطه تنگاتنگی وجود دارد و اینکه به امام، معصوم می گوییم به این دلیل است که امام تمسک می جوید به حبل الله که قرآن است و قرآن به سمت امام هدایت می کند و امام به سمت قرآن یعنی هر یک باید در کنار دیگری باشد و مکمل یکدیگر باشند تا مردم را هدایت کنند.(۲۷).
۶ ـ۱ـ قرینه عقلی عصمت :
درآیۀ شریفه { وَ مَنْ یَعْتَصِمْ بِاللهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلَي صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ} (۲۸) که در سیاق آیه اعتصام می باشد امر شده به اعتصمام و تمسک به خداوند متعال که در پیروی از دستورات او سعادت و کمال بشر تضمین شده است، با توجه به سیاق و اینکه آیه مورد بحث دو آیه بعد از این آیه می باشد می توان نتیجه گرفت که حبل و ریسمان خداوند متعال باید یک نحوه ارتباطی با خداوند متعال داشته باشد تا با اعتصام و چنگ زدن به او، در حقیقت انسان به خداوند چنگ زده باشد و آن غیر معصوم نمی باشد؛ زیرا تنها معصوم است که انسان با اطاعت از او خداوند را اطاعت کرده است و از ضلالت و گمراهی هدایت می یابد.
این مطلب با توجه به آیه قبل از آیه اعتصام یعنی { وَ كَیْفَ تَكْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلَي عَلَیْكُمْ آیَاتُ اللهِ وَ فِیكُمْ رَسُولُهُ } که برای عدم کفر به خداوند، صراحتاً دلالت می کند بر وجود معصوم ـ یعنی رسول ـ در کنار آیات الهی کاملا و اضح می شود که عدم کفر و هدایت در گرو تمسک به آیات الهی به همراه رسول و شخصی که از طرف خدا آمده می باشد.
لذا برای رسیدن به این هدف بسیارمهم (یعنی اهتداء به صراط مستقیم) عقل می گوید باید انسان دنبال کسی برود که یقین دارد او معصوم است؛ زیرا با پیروی از انسان غیر معصوم یقین پیدا نمی کند که روز قیامت اهل نجات شود و از طرفی در بین عامّه حتی خودشان هم اجماع دارند که غیر از اهل بیت، معصومی وجود ندارد؛ بنابراین نتیجه می گیریم که تنها معصوم در این عالم اهل بیت می باشند.
شاهد این مطلب هم اینکه در آیه اولو الأمر {یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ} (۲۹) و یا آیۀ ولایت {إِنَّمَا وَلِیُّكُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ} (۳۰) با توجه به سیاق آیات، آن عده ای که در کنار خداوند و رسولش آمده اند، اهل بیت هستند؛ زیرا تنها آنها معصومند و انسان زمانی می تواند یقین به اطاعت خداوند متعال کند که از معصوم پیروی کند چنانکه برخی از علمای بزرگ عامّه مانند فخر رازی نیز از آیه اولو الامر استفاده عصمت کرده اند(۳۱).
مرحوم علامه حلی نیز از کسانی است که از دو طریق استفاده عصمت نموده است:
الف) اعتصام به حبل الهی به وسیله انجام اوامر الهی و ترک نواهی محقق می شود و اوامر و نواهی تنها از طریق معصوم دانسته می شود.
ب ) واژه «لاتفرقوا» همه مسلمین را به اجتماع بر حق و عدم تفرقه تشویق می نماید در حالی که به خاطر غلبه هواهای نفسانی، این اجتماع و عدم تفرقه بدون معصوم امکان پذیر نیست.(۳۲)
بنابراین با استفاده از نکتۀ عصمت برای حبل الله به این نتیجه می رسیم که حبل الهی بایستی دارای عصمت باشد و آن غیر اهل بیت نمی باشد.
۷ـ۱ـ جمع بندی :
چنانکه گذشت برخی از روایات قرآن را حبل الله دانسته و برخی دیگر اهل بیت را حبل الله می داند و از آنجاکه واژه حبل الله مفرد بوده و اشاره به یک حقیقت خارجی می کند که در صورت اعتصام به آن حقیقت خارجی است که رفع اختلاف بین مسلمانان می شود. لذا بایستی بین آن دسته از روایاتی که قرآن را مصداق حبل الله دانسته و روایات دیگری که اهل بیت را مصداق آن می داند جمع نماییم.
آنچه به عنوان جمع بین دو قول می توان مطرح کرد همان روایتی است که از امام زین العابدین علیه السلام گذشت(۳۳) مبنی بر اینکه حبل الله قرآن است و معصومین چون معتصم به حبل الله هستند وظیفه سایر انسانها این است که بایستی به ایشان تمسک کنیم؛ لذا تحقق تمسک به قرآن تنها در اعتصام مطلق به ائمه اطهار علیهم السلام صورت می پذیرد و اینکه در روایات دیگر حبل دو قسم دانسته شده: حبل از طرف خدا و حبل از طرف مردم، به همین حقیقت رهنمود می کند. ‏(۳۴)
این معنا با توجه به این نکته که آیه شریفه می فرماید: «و لاتفرقوا» بیشتر روشن می شود؛ یعنی هدف از اعتصام به حبل الله عدم تفرقه مسلمین است و حال آنکه با تمسک به قرآن چنین امری محقق نمی شود.
مرحوم طبرسی و به تبع ایشان مرحوم لاهیجی می فرمایند: در مصداق شناسی واژه حبل سه قول وجود دارد: (قرآن ـ دین اسلام ـ اهل بیت) ولکن بهتر این است که بگوییم حبل الله حمل بر هر سه معنا می شود و بازگشت هر سه به یک چیز است.(۳۵) مرحوم فیض کاشانی نیز می فرماید: «بازگشت اقوال به یک چیز است و آن حدیث ثقلین یعنی تمسک و اعتصام به قرآن و عترت باهم باید باشد».(۳۶)
با توجه به کلمات بزرگان شیعه و به خصوص روایاتی که محدثین شیعه نقل نموده اند می توان دریافت که تمسک به قرآن که در برخی روایات، حبل الله معرفی شده است تنها منحصر در تمسک به اهل بیت می باشد؛ زیرا حبل الله به معنای سببی است که انسان را از ضلالت نجات دهد و آن سبب دین خداوند است که مجموعه ای از اوامر و نواهی الهی می باشد و این مجموعه در کتاب خدا تبیین شده؛ اما از طرفی کتاب خداوند صامت بوده و نیاز به مبین و مفسر دارد؛ و وجود اهل بیت عصمت و طهارت کتاب ناطق پروردگار هستند؛ و از طرف دیگر زمانی انسان می تواند به یقینی بودن این اوامر و نواهی اطمینان حاصل کند که آن ها را از معصوم اخذ نماید.
لذا با این توضیح افرادی هم که معانی دیگری نقل نموده اند، بیان داشته اند که مرجع همه معانی یک چیز است.
در طرف مقابل برخی از مفسران در ذیل این آیه شریفه پس از اینکه اقوال مربوط به معنای حبل الله را نقل کرده اند به نکته ای اشاره می کنند که این تفسیرها و اقوال مختلف هیچ کدام با هم اختلاف ندارند؛ زیرا منظور از ریسمان الهی هرگونه وسیله ارتباط با ذات پاک خداوند است، خواه این وسیله اسلام باشد یا قرآن یا پیامبر و اهل بیت او.(۳۷)
آنچه که از ظاهر این عبارت به دست می آید، این است که انسان از هر راهی که به خداوند رسید، کفایت می کند و راه سعادت را پیموده و حال آنکه اگر هر فردی از هر راهی و به هر وسیله ای با خداوند ارتباط برقرار کند، چگونه می تواند یقین کند که راه ارتباط صحیح را برگزیده است و چگونه وحدت و عدم اختلاف بین مسلمین محقق می شود.
همچنین ظاهر آیۀ شریفه به مسلمانان دستور می دهد که به یک شیئ مشخص تمسک کنند خصوصا با توجه به قید «جمیعا» در انتهای آیه شریفه که این نکته را شفاف می نماید.
بنابراین با توجه به ادله ای که گذشت روشن شد که حتی اگر حبل الله را قرآن معنا کنیم، از آنجایی که قرآن رفع اختلاف نمی کند ـ چنانکه مشهود است ـ لذا باید به معصومین که خود معتصم به حبل الله هستند تمسک جسته شود؛ یعنی تمسک به قرآن از طریق تمسک به اهل بیت عصمت و طهارت، تا در نتیجه این تمسک، هدایت بشر و عدم اختلاف بین مسلمانان به ارمغان آید.

پی نوشت ها :
۱. پیامبراکرمصلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: «امت من ۷۳ فرقه خواهند شد که تنها یک فرقه برحق واهل نجات است» (بحار الانوار، ۲۸/ ۱۴) لذا بایستی این فرقه ناجیه را بشناسیم و همواره در این مسیر قدم برداریم.
۲. { یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ } نساء (۴):۵۹.
۳. آل عمران (۳): ۱۰۳.
۴. فراهیدی، العین،۳/ ۲۳۶؛ ابن منظور، لسان العرب، ۱۱/ ۱۳۴؛ فیومی، المصباح المنیر فی غریب الشرح الكبیر،‏۲/ ۱۱۹؛ زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس،‏۱۴/ ۱۳۲.
۵. ابن فارس، معجم مقاییس اللغة،‏۲/ ۱۳۰.
۶. راغب، المفردات فی غریب القران، ۲۱۷.
۷. التبیان فی تفسیر القرآن،‏۲/ ۵۴۵؛ مجمع البحرین، ۵/ ۳۴۷؛ مواهب الرحمان فی تفسیر القرآن، ح‏۶، ص۲۱۰؛ تفسیر كنز الدقائق و بحر الغرائب،‏۳/ ۱۸۵.
۸. همان.
۹. تفسیر القمی، ‏۱/ ۱۰۸.
۱۰. عیاشی، كتاب التفسیر، ‏۱/ ۱۹۴؛ تفسیر نور الثقلین، ‏۱/ ۳۷۷؛ فرات کوفی، تفسیرفرات کوفی، ص۹۰؛ ابن عقده، فضائل امیرالمؤمنین، ص۱۸۵.
۱۱. التفسیر المنسوب إلى الإمام الحسن العسكری علیه السلام، ص ۴۴۹؛ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ‏۱/ ۳۶۵.
۱۲. سیوطی، آلاء الرحمن فی تفسیر القرآن، ‏۱/ ۳۲۲.
۱۳ . حر عاملی، وسائل الشیعة،‏۶/ ۱۶۸.
۱۴. سید رضی، نهج البلاغه، خطبه۱۷۶، ص۲۵۴.
۱۵. صدوق، معانی الأخبار، ۱۳۲؛ فیض کاشانی، تفسیرصافی،۱/۳۶۶.
۱۶. آل عمران/۱۱۲.
۱۷. نعمانی، الغیبة، ص۴۰.
۱۸. نعمانی، الغیبة، ص ۲۹؛ علامه مجلسی، بحارالأنوار، ۳۶/ ۱۱۲؛ سید هاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ۱/ ۶۶۹.
۱۹. عیاشی، التفسیر ۱/ ۱۹۴؛ بحرانی، البرهان فی تفسیرالقرآن، ۱/ ۶۷۲.
۲۰. علامه مجلسی، بحارالأنوار، ۲۴/ ۸۲.
۲۱. عیاشی، التفسیر ۱/ ۱۰۲؛ سلیم بن قیس، اسرارآل محمد، ص ۷۳۲؛ علامه مجلسی، بحارالأنوار، ۲۴/ ۸۵.
۲۲. شیخ طوسی، امالی، ص۲۷۲؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل أبی طالب علیهم السلام، ‏۳/ ۷۶.
۲۳. ابن حیون، شرح الأخبار فی فضائل الأئمة الأطهار علیهم السلام، ‏۱/ ۲۳۹؛ علی بن ابراهیم، تفسیر قمی، ۱/ ۱۰۸.
۲۴. از علمای شیعه مرحوم علامه بحرانی در غایة المرام به ۸۰ طریق این روایت را نقل کرده است و از علمای عامه ابن حجر عسقلانى در المطالب العالیه (۴/ ۶۵ و۲۵۲)، ابن حجر مكى در الصواعق المحرقه (۲/ ۴۲۸ و ۴۳۹)، ابن تیمیة در منهاج السنة (۳/ ۵۶۱)، و ابن کثیردر تفسیر(۴/۱۲۲) حکم به صحت این حدیث نموده اند؛ نیز سیوطی در الأزهارالمتناثرة فی الأخبار المتواترة (ص ۲۹) و ابن حزم در المحلی (۲/ ۱۳۵ـ۲۱۳) حکم به تواتراین حدیث کرده اند.
۲۵. عده ای از علمای عامه در ذیل آیه اعتصام حدیث ثقلین را ذکر کرده اند که پیامبر فرمود: «یا أیّها الناس قد تركت فیكم الثقلین، خلیفتین، إن أخذتم بهما لن تضلّوا بعدی: أحدهما أكبر من الأخر: كتاب الله، حبل ممدود ما بین السماء و الأرض، و عترتی أهل بیتی، و إنهما لن یفترقا حتى یردا علیّ الحوض». سیوطی، الدرالمنثور، ۲/ ۶۰؛ فخررازی، مفاتیح الغیب، ۸/ ۳۱۱؛ آلوسی، روح المعانی، ۲/ ۲۳۵.
۲۶. آلوسی، روح المعانی ۲/ ۲۳۵ به نقل از ابن ابی شیبه و طبرانی.
۲۷. شیخ صدوق، معانی الأخبار، ص ۱۳۲.
۲۸. هرکس که به خدا تمسک جوید هدایت شده است: آل عمران (۳): ۱۰۱.
۲۹. نساء/ ۵۹.
۳۰. مائده/ ۵۵.
۳۱. «انّ الله أمر بطاعة أولی الأمر علی سبیل الجزم ومن أمر الله بطاعته علی سبیل الجزم والقطع لابد وان یکون معصوماً عن الخطأ» فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۰/ ۱۳.
۳۲. علامه حلی، ألفین، ۱۰۴.
۳۳. صدوق، معانی الأخبار، ۱۳۲؛ فیض کاشانی، تفسیرصافی، ۱/۳۶۶.
۳۴. نعمانی، الغیبة، ص۴۰ و ۴۳.
۳۵. طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ‏۲/ ۸۰۵؛ لاهیجی، تفسیر شریف لاهیجی، ‏۱/ ۳۵۹.
۳۶. فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ‏۱/ ۳۶۶.
۳۷. مکارم شیرازی، الأمثل فی تفسیر كتاب الله المنزل، ‏۲/۶۲۱.

مجتمع دارالقرآن الکریم اصفهان
ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلید مقابل را فعال کنید